*. ببین.سوال اساسی این است :"آیا همه آدمها وسط انجام یک کاری از اساس و با "فلسفه" انجام آن کار به مشکل برمیخورند؟؟" ببین.مساله من این نیست که تو باید شبیه همه آدمها باشی.ولی خوب آیا نمیتوان از یکی از مزایای اندک زندگی نکردن در غار و زندگی کردن در میان آدمها بهره برد و کمی از روی دست انها نگاه کرد برای ادامه زندگی؟ آیا اینکه تو وسط انجام کارها به سوالات فلسفی برمیخوری و گرفتار درد "که چی" و "نمیتوانم" میشوی، آیا به دلیل ترس تو از به انجام رساندن کارها نیست؟ترس از شکست نیست که مانع میشود نتوانی اقدام به شروع و "اتمام" کنی؟

*. قسمت اول فصل دوم یک سریالی را دانلود کردم و دیدم.سریال مذکور، سریالی بود که وقتی فصل اولش را دیده بودم ، با حسرت غر زده بودم که آخر چرا فصل فصل میسازند اینها را و حالا من باقی زندگیم را تا تولید فصل دوم این سریال چگونه بزیم؟!حالا که فصل دومش تولید شده و قسمت اولش را دیدم، پکر و له نشسته ام و خیره شده ام به جلو. دوست دارم فحش بدهم به سازندگانش و دوست دارم بعدش هم بیایم سراغ خودم و بابت اینکه اصلا رفتم و دانلودش کردم کمی خودم را  مورد نوازش قرار دهم. ذائقه آدم عوض میشود خوب.و چیزی که زمانی راحت میدیدی حالا معده روحت را اذیت میکند. من هم الان جوریم که واقعا تحمل به تصویر کشیده شدن این بُعد "اضل سبیلا" ی آدمی را ندارم.حالم بد است.

/ 2 نظر / 20 بازدید
مهدی

اسم سریال لطفا؟ نمیدونم، همه سراغ فلسفه ی چرایی انجام کار میرن؟ حتما حداقل بهش ناخونکی می زنن خوب. به نظرم این روزا زیباترین روزایی هستن برای ملاقات دوستان.

مهدی

تا حالا دقت نکرده بودم، احیانا از حیا میاد. با من با بی حیایی صحبت کنید. راحت باشید. دل سپرده ام من به روی تو در دل من است آرزوی تو می کشد دلم پر به سوی تو اسم سریالو جدی عرض کردم. هر چند سریال غیر ایرانی زیاد نگا نمی کنم ولی جدیدا سریال مردگان متحرک رو نگاه کردم. سریال جالبیه.