سلام زنده رودم.عزاداری هایت قبول

امشب، عمره، همسر مختار، توی تلویزیون داشت چشم مختار را مرهم میگذاشت.بعد مختار از او پرسید:چه شد که بین آنهمه خواستگار صاحب منصب، مرا انتخاب کردی عمره؟

عمره جواب داد: چون من مثل باقی همردیفانم نبودم.آنها به دنبال شوهر بودند.من به دنبال یک مرام که مریدش بشوم.آنها هم بالین میخواستند.من همراه.همراهی که مرا در راه حب علی همراهی کند.

البته شاید هم این جمله ها را طور دیگری گفت "عمره".ولی مضمونش همین ها بود.

بعد؟بعد ندارد دیگر زنده رود جان.همین چند جمله شیرین را میخواستم برایت بنویسم، بعنوان بهجت بعد عزاداری نوش جان کنی :)

/ 9 نظر / 20 بازدید
ارسال ايميل انبوه

ارسال ايميل انبوه با قيمت ارزان و بازدهي عالي http://alphagroup20.mihanblog.com/ AlphaGroup20@yahoo.com

مهدی

صفای دل فریب بود وجود او صفای دل فریب ها، نه از صفای دل بود نه از وجود او بود منم فریب خورده دل از اشک های دل فریب از آن سیاهه های دل شدم فریبتر از فریب نه چشمی داشتم، نه چشم برداشتم از آن حقارت و فریب که شد فریب دل‌فریب

مهدی

نه. شکست چیه؟ موضوع مربوط به اونم میشه خوب. شکست نخوردم. کلی بیان شده. به نظر شما چه چیزی تمرکز و درک از اطراف و اتفاقات و کتاب و ... رو افزایش میده

مهدی

چند باری روی ذهنم کار کردم، ولی کارم خوب نبوده و اشتباه و داغونش کردم. تمرکز کردنو فراموش کردم. اومدم به چیزای بدی که به ذهنم میان رو از خودم دور کنم، زدم تمرکز کردنو داغون کردم و تمرکز کردن و فکر کردن برام خیلی سخت شده. ممنون از راهنماییتون. البته فک کنم در این راه، یعنی اینکه بخوام با چوب دستی فکرا و ذهنیات بد و نامربوط رو از ذهنم دور کنم، باید گاهی در مقابل خودم و دیگران وایسم فک کنم باید به هر چیزی که میشنوم و صداش میاد، اهمیت بدم و سریع روش فکر کنم.

مهدی

چیزی که شما گفتید رو اینطوری هم فهمیدم که وقتی دارم به یک موضوع فکر می کنم و یا کاری انجام میدم و یا حرفی میشنوم و میزنم، به اصل موضوع فکر کنم و حاشیه ها و اطراف رو بذارم کنار، چون الان وقت و زمان یک کار خاصه و روی اون باید تمرکز کنم تا بفهممش و درست انجامش بدم. و باید دنبال اصل موضوع باشم و پیداش کنم، این مرحله اول و اصلی ایه.

مهدی

گاهی میریم سراغ یک موضوع و کار مشخص و گاهی هم باید موضوع یا جواب یا یه ایده به دست بیاریم و یا بهش برسیم. از قبل مشخص نیست. مثل کتاب خوندن که باید قضایا و چیزایی که درش هست رو ، اصلش رو پیدا کنیم و درکش کنیم که چی گفته شده. مثل دادن ایده به یک مشکل و جابجایی وسایل و ... . حضور ذهن هم با این کار قویتر میشه؟

مهدی

واسه پست جدیدتون کامنت رو غیر فعال کردین

مهدی

چی باعث حوصله دار شدن میشه؟ انجام دادن کارایی که دوست دارین رو؟ این حس عجیبه و آدمو اذیت می کنه و آدم فکر می کنه داره اشتباه می کنه، یه اشتباه نسبتا بزرگ که تا عمر داره احتمالا باید ادامه پیدا کنه. اشتباه در حق خود و دیگران، اینکه نرمی به خرج بدی و چیزی نگی و فقط بخندی و یا .... این اهمیت ندادنه؟ یا کار درستی که حال آدمو میگیره؟

مهدی

ایشالا به بهترین شکل ارشد رو تمومش کنید. پس کار مفیدی که الان فکر می کنید انجام میدید و باحوصلتون می کنه چیه؟ واخفض لهما جناح الذل" هم یک گوشه ای برای خودش نشسته و میدانم که هست و حقیقت هم هست جمله های بالا کمی گنگه برام. منظورتون پدر و مادرتونن؟ چی هست؟ چی حقیقت داره؟ صبوری کردن حقیقت داره که باید انجام بشه؟