مادر صدایم میزند که بیا با ما "خوابم میاد" ببین. میروم و کمی مینشینم و خیلی میخندم.اما زود بلند میشوم.مادر تعجب میکند که چرا میروم و نمینشینم به دیدن این کمدی مفرح عطاران.میگویم:" حوصله فیلم دیدن ندارم تازگیا". بر میگردم توی تاریکی اتاق که فقط به یک چراغ مطالعه روی میز مهمان است. حال غریبی است.نمیدانم جنسش را. مدت هاست که احساس تعلیق بین زمین و آسمان دارم. از یکطرف ، بخشی از درونم بیقرار پرواز است و از یکطرف پاهایم سفت و محکم به زمین چسبیده اند. مدت ها طول کشید، تا باورم را نسبت به اهل بیت ترمیم کنم.و درست زمانیکه فکر میکردم در بهترین نقطه ارتباطی تمام این سالهایم نسبت به آنها هستم ، آزمون پشت آزمون .تا نشانم دهند که در محضر آن ها ادعای مفت نمیشود کرد. داغ دلم هنوز به اندازه همان روز اربعین ، تازه است.اصلا انگار هرچه میگذرد تازه تر هم میشود.نمیدانم.بعضی چیزها را فقط گذر زمان میتواند نشان آدم بدهد.شاید این ، نوع خاصی بود که من طلبیده شدم.بقول مهدیه "طلبیده شدن بعضی ها شاید در نطلبیده شدن است".شاید هم همه این ماجرا فقط و فقط در جهت نشان دادن همین اوج کم بودنم بوده است.و تمام نمیشوند این ماجراهای رو کم کنی زندگیم! شاید چون من هنوز درست و حسابی باورم نشده هیچ بودنم را.مدام تکرار اشتباهاتی که به روشنی روز است برایت و قبلا هم بارها در دامشان گرفتار شده ای. مدام تکرار  اتفاقات کوچک کوچک کوچکی، که حجم عظیمی از فضا و ظرفیت فکریت را به خود تخصیص میدهند و رهایت نمیکنند. درد میکشی از اینکه فکرت درگیر چنین مسائل سخیفی است.مدام مینشینی به حرف زدن با خودت.با دلت. به دوره کردن تمام دانسته هایت. حجم حرفهایی که در مقام مشاوره به خودت میزنی اگر پیاده سازی کنی، برگه ها پر میشوند.اینننننننننننن همه حرف.و تو همچنان در عبور دادن دانسته هایت از مجرای عمل و به ظهور رساندنشان در زندگیت، ایننننننننننننننننننننننن همه میلنگی. 

بین زمین و هوا معلقم. نبض تپنده ای دارد آسمان، توی سرزمین وجود هر کدام از ما.هرچقدر هم که دور باشی، نمیتوانی صدای آن نبض را خاموش کنی. رضا عطاران هم هیچوقت نمیتواند فیلمی بسازد که از یاد آدم ببرد، درد دور افتادگی را. 

/ 4 نظر / 20 بازدید
مهدی

مسئله ازدواج رو هم میشه به جای عطاران قرار داد یا اون ماجراییست دیگر؟

مهدی

وقتی شب با دستم ستاره هارو ورق زدن فرشته ها ستاره ی وجودتو توی دستم قلم زدن بیا دستمامو بگیر این ستاره ما ماست واسته رفتن پیش ستاره ها رنگین کمونو کمون زدن

مهدی

اصلاحیه: ما=مال واسته=واسه

مهدی

همین الان دلمون تنگید واستون