بهار، دیوانه است.

ساعت دوازده و نیم شب است

تا چند دقیقه پیش همه چیز آرام بود

حالا باران گرفته

باران تند تند تند

باران دیوانه

بهار دیوانه است.چون عاشق است

بهار زیباست، چون عاشق است

عاشقی زیباست

زندگی بدون عشق ،فقط تکرار لحظه هاست

زندگی بدون عشق، بی نَفَس  است

بهار عاشق است.چون دیوانه است

بهار عاشق است، چون یکدفعه باران باریدن میگیرد.دیوانه وار

بی هیچ آمادگی.

بی هیچ ملاحظه ای

بی هیچ قرار و مدار قبلی."قانونی".قاعده ای..

دیوانگی....عاشقی...بی قاعدگی...رهایی...

 

**********

شاید راست میگویند که با عشق و عاشقی نمیشود ازدواج کرد. عشق، این باران بی محابای ناگهانی نیمه ی یک شب بهاری است که هیچ قاعده ای را به رسمیت نمیشناسد. ازدواج، یک روال قاعده مند چهارچوب مدار است. عشق و عاشقی هم اگر باشد، مثل این باران تند میاید و تند میرود.عشق و ازدواج انگار باهم نمیخوانند

 

"رگبار"...آها..یادم آمد.اسمش "رگبار" است...

/ 0 نظر / 20 بازدید