آسمان مثل عاشقی شده که هر چند وقت یکبار دلش هوای معشوق از دست رفته میکند. می بارد میبار میبارد..بعد کمی آرام میگیرد...باز دوباره شروع میکند..جز شیدایی چه اسمی میتوان بر این حال گذاشت؟

من؟ من تقلا میکنم که یک الگوریتمی را به کد تبدیل کنم.و آسمان نمیگذارد. نمیشود آدم یک عاشق زار جلوی رویش ببیند و آرام باشد و کارش را کند.من را هم هوایی میکند این همه شوق و طلب. این باران شیدا..این بهار دیوانه..

/ 1 نظر / 2 بازدید
م.ن.آزادانی

آب را که می بندد پل ها به فسلفه ی پوچی نزدیک ترند از من به تو نصیحت زنده رودمان این روز ها مرده رودی بیش نشده حق دارند ابرها بگریند