میگفت :"انتخاب کردن با نکردن چادر ، یک تصمیم ساده است"

"اصل این است که اصل حجاب رعایت شود.چادر، مانتو، اینها ظرف اند.مظروف مهم است"

"وقتت را  بر سر این تصمیم گیری ها نگذار.پایه های دین ما در معرض اعوجاج است.باید به آنها پرداخت.تصمیمت را بگیر و دیگر هم بهش فکر نکن"

فکر میکنم.هنوز هم. وقتی با عقلت میرسی به اینجا که نوع دیگری از پوشش، و دلت میکشاندت به سوی همان که بودی، وقتی جدال بین عقل و دل است، نمیشود به این راحتی از تصمیم گیری حرف زد. انتخاب نوع پوشش برای من، مساله ای است که ذهنم از ان پاک نمیشود. وقتی تصمیم گرفتم چادر را کنار بگذارم، به اندازه کافی برایش دلیل داشتم. چه کسی است که چادری باشد و نداند که نگاه بخشی از جامعه به یک بانوی چادری، چقدر میتواند آزار دهنده باشد.کدام چادری است که از ماجراهای پایین چادر و گل و شلاب زمستانهای کوچه ها بیخبر باشد؟کدام چادری است که طعم گرمای خفه کننده تابستان ها را زیر چادر سیاه، درک نکرده باشد؟هرکس بگوید که رنگ سیاه چادر ، دلخواه ترین رنگ انتخابی یک دختر جوان است که ویژگی روحیش تنوع طلبی است، مزخرف محض گفته. واقعیت این است که حتی انانکه عاشقانه چادر را دوست دارند، از سختی های آن هم بی بهره نمانده اند.اما چرا با این وجود به چادر التزام دارند؟

من، بیش از یکسال است که خیلی جاها بدون چادر ظاهر شده ام.بچه های دانشگاه اصلا مرا با چادر ندیده اند.استاد ها هم.خیلی از محافل دیگری هم که این یکسال در ان ها حضور یافته ام، مرا اصلا با چادر نمیتوانند تصور کنند. این یعنی اگر من به چادر برگردم، یک بخشی از دنیای من ، چهره کاملا متفاوتی از من خواهد دید.اما من چرا باید بخواهم به چادر برگردم؟کدامیک از آن استدلال ها حالا عوض شده که من تغییر موضع بدهم؟

میدانی زنده رودم، واقعیتی وجود دارد که انکار کردنش بی فایده است.بعضی چیزها،اصلا استدلال بردار نیست. چون عقل آدمی به دنبال منفعت آدم است.منفعت آدم یعنی آنچه آدم را در موقعیت راحت تری قرار میدهد.اگر قرار بر این نوع نگاه باشد، اصلا خود حجاب هم بی عقلی است. کدام زن "عاقلی" است که موهایش را هربار در خیابان ظاهر میشود بپیچد توی لچک و نگذارد که باد لای موهایش بپیچد؟کدام آدمی است که از هوا خوردن سرش لذت نبرد؟چه کسی است که فکر کند یک بانوی محجبه، اصلا دلش نمیخواهد آرایش کند یا ناخن هایش را لاک بزند یا کفش روباز پا کند؟از شلوار های تنگ لگی و مانتوهای چسبان کدام بانوی خوش اندامی بدش میاید؟حجاب، قاعده بردار نیست. نمیترسم ازاینکه بگویم "اصلا عقلانی نیست".حجاب، یک ماجرای "دلی" است. تو باید با خدایت یک ماجراهایی داشته باشی که "یدنین علیهن من جلابیبهن" اش بر دلت بنشیند و "فسالوهن من وراء حجاب" ش توی همان بخشی از وجودت که "عقل" نیست ، برسد به "ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن".اصلا همین آیه معنیش این است که طرف حساب حجاب نه عقل، که دل است. آدم های عاقل قرآنی، آنهایی هستند که قلب های سالمی دارند.قلب های "طاهری" دارند.و من هرگز نمیتوانم راه استدلالی را که مرا به برداشتن چادر رسانده بود، برگردم و برسم به بازگزینی چادر. استدلال، راه خودش رامیرود و بر میگردد. استدلال های گذشته آدم را به هیچ کجا نمیرسانند جز همان نتایج گذشته. برای اینکه نتیجه تازه ای در باب حجاب بگیرم، باید آن استدلال ها را دور بریزم.نه اینکه خودم را گول بزنم.نه.میدانم که همه ان استدلالها درستند. اما باید انتخاب کنم که طور دیگری میخواهم بیندیشم. این تنها راه است...

عجیب است اما حس همان آدمهایی را دارم که برای پیوستن به کاروان حسین، این دل و آن دل میکردند."این عقل" و آن دل میکردند، در واقع. در نهان، میدانم که من ذاتا چادریم.همانطورکه بعضی ها که مرا بهتر شناخته اند، هیچوقت توی این مدت، باور نکردند که پوششم چادر نشود.و در جواب چراهای من فقط گفتند"ذاتت چادری است.بر میگردی".

حالا این منم و این دل و این شب اول محرم. چادر سر کرده ام و رفته ام به اولین مجلس عزاداری امسال.برمیگردم و توی خیابان به پوششم احساس مباهات میکنم. دلم، چادرش را میخواهد دوباره.عقلم اما...مرا به باد تمسخر گرفته که "باز داری حسی عمل میکنی".حسم...حسم کجاست؟آیا حسم ، حس همان زهرایی است که در کنار تمام استدلال های عقلی اش موقع ترک چادر، حسا هم از چادر منزجر شده بود؟از چادر؟یا از زهرای چادری؟یا کلا از زهرا؟

و حالا...حالا نمیخواهم کسی به زهرا نگاه چپ کند.حتی اگر آن کس، حس خودم باشد....

/ 9 نظر / 3 بازدید
helen

سايتت اصلا خوب نيست چون خيلي عاليه محشره

مهدی

اگه شهر ما بودید، این حس چپ نگاه کردن در شما کمرنگتر و در حد نبودن بود. پس از نظر عقلی و منطق و استدلال این قسمت از قضیه حل شدست. حجاب قالبیست که ظرفیت رو بالا میبره. ارزش هارو حفظ و آشکار میکنه. و چیزی که پنهان می کنه و جلوشو میگیره همون چیزایی که میلمون بهشون هستش. و این میل رو باید کنترل کرد. مطمئنا حجاب فقط برای خانم ها نیست. و تنها برای جسم نیست.

مهدی

کی می گفت؟

مهدی

همیشه سلامت باشی زهرا خانم زهرا خانم من هم چادر میپوشه. ازش پرسیدم چرا؟ گفت دوسش دارم. باهاش راحتم

مهدی

شما مگه گفتین که من بگم کیه. مطمئنا زیبایی در لباس باید باشه و زیبایی زنانگی نباید دیده بشه چون قضیه ی اون فقط به زیبا بودن مربوط نمیشه.

مريم

"عقل ميگويد بمان و عشق ميگويد برو... و اين هر دو - عقل و عشق - را خداوند آفريده است تا وجود انسان در حيرت ميان عقل و عشق معنا شود. "

قاصدک

آیکون رها(آیه) توی معراجی ها خعلی خعلی ببشخین که وبلاگ من ناجوره... راسی حالا شما اصفهانی هسین یه تهرانی؟

قاصدک

منظورتونو متجه نشدم.

قاصدک

همینجوری...آخه اسم وبتون زنده روده ولی از مترو حرف زدین!