خدایا، تنها دلگرمیم این است، که تو بزرگتری از جهالت های مصیبت باری که مرتکب میشوم.و  بلند مرتبه تری از تمام تفریط ها و کوتاهی های زندگیم.و از همه مهم تر آنکه، "تو از بخل ورزیدن های بی حد و اندازه من ، بخشنده تری" . و اگر نبود و اگر نباشد موجودیتی در این عالم، که بزرگتر باشد از این همه نداشتن ها و کمی های من، تمام امیدم میخشکد. تمام فرداها برایم نیست میشود.باید همان لحظه مرد.[1]

خدایا، گاهی شوره زار میشوم. وقت هاییکه میترسم که ببخشم. و دقیقا به این فکر میکنم که "اگر ببخشم، از دست میدهم.اگر ببخشم، خودم کم میاروم!" آن لحظه ها لحظه هایی است که تو گم میشوی.ایمان به یک منبع لا یتناهی گم میشود.من میمانم و من.ودنیایی که قوانین سودجویانه اش حتی از قانون جنگل هم وحشتناک تر است.

خدایا، من میترسم از اینکه با این "من" بی تو تنها شوم.این "من" بی تو، عجیب کوچک و دست خالی است. این من بی تو یک "صفر" مطلق است.یک سرمای غیر قابل تصور. من از این همه کوچکی خودم وحشت دارم.از اینهمه جهل خودم، از لحظه هاییکه دقیقا "انتخاب" میکنم که تو نباشی.و نیازی به واگویه های قیامت نیست که به یاد بیاورم کرده هایم را. قیامت هم اکنون است.قیامت، همان آگاهی غیر قابل گریز بشر است به خودش و انتخاب هایش.و من امروز، در آستانه اذان ظهر ، در پیشگاه تمام کائنات و در مقابل تمام هستی، یکه و تنها ایستاده ام. تنها شده ام.فرد فرد. که خودت گفتی "تنها به سوی ما میایید چنانچه اول بار تنها خلقتان کردیم" [2]و اکنون قیامت من است.منم و آن آگاهی که تمام عمر ، یک لحظه رهایم نکرد.و این اگاهی ، تک تک کرده هایم را مقابل چشم هایم ردیف میکند.حتی تک تک لحظه های آن انتخاب ها را.تمام انتخاب ها را....و چه راه گریزی است؟و چه جای انکاری است؟ قیامت من، همین روزهای زندگیم است. هر روز را صبح میکنم در حالیکه همه چیز مقابل چشمانم صف کشیده.و حتی نمیتوانم ادعا کنم که مسیر پیش رویم مه آلود است.گزینه های پیش رویم، همیشه اظهر من الشمس اند.مگر ان آگاهی مطلق میگذارد که تو "نفهمی" که چه میکنی؟ و من چه خواهم کرد؟و من کدام مسیر را خواهم "خواست"؟ انتخاب هایم مرا به کجا میکشاند؟؟

 

راه گریزی ندارم.راهی برای فراموشی هم حتی نیست.همه چیز را "میدانم". و جهنم میتواند همین "دانش" مدام باشد.و عذاب همین لحظه هایی است که ثبت شده اند در این آگاهی یکپارچه.و پاک نمیشوند.

قیامت من ، همین آستانه اذان ظهر است.همین لحظه...

امیدی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

*********

1. از دعای تعقیبات نماز ظهر :"اللهم ان عظمت ذنوبی فانت اعظم .و ان کبر تفریطی فانت اکبر.وان دام بخلی فانت اجود.."

2. از سوره انعام."و لقد جئتمونا فردی کما خلقنکم اول مره "