زود به بن بست میرسیم. 


در عرض چند دقیقه. بن بست یعنی سکوت.یعنی جدایی.یعنی هرکس پی کار خودش.توی دنیای خودش. بن بست یعنی که نمیتوانیم بگوییم.یعنی که میگوییم، اما بد میگوییم. بدموقع میگوییم. طوریکه حرفمان را کسی نمیخرد.پراکنده میشویم.و میزی که مقداری غذا روی آن چیده شده، خالی میماند.هوا سرد است...

*********

میجنگم با روزهای پاییزی.اگر مرا بشناسی میدانی که جنگم از برای چیست.اگر نجنگم، اگر بگذارم حال و هوای پاییزی توی روزهای پاییزیم رخنه کند، از پا میفتم.خوب میدانم که اگر خودم را رها کنم ، دیوانه ام میکنند این روزهای کوتاه که خورشید دیر میاید و زود رخت بر میبندد از آسمان شهر. خودم را سرگرم میکنم.کارهایم را جدی میگیرم.میچسبم به برنامه نویسی و کتابخوانی و ورزش.اما ...بعضی وقت ها ، پاییز محکم میخورد توی صورتم.و حالم را میگیرد. پاییز را هیچوقت نتوانستم دوست داشته باشم.زمستان را هم.غیر روزهای برفیش البته...

************

تو به دل نگیر نازنین.این نیز بگذرد...