دیشب برایش پیام دادم که قرآن را به نیتم باز کند که بدجور از هم پاشیده ام.چند ساعت بعدش پیام داده که :" 41 زمر را بخوان".از دیشب تا حالا، هزار بار فکر کرده ام به اینکه بروم و 41 زمر را بخوانم.و هزار بار منصرف شده ام!از تصور محتوای آیه ای که قرار است با آن روبرو شوم وحشت دارم! حالا قران را گذاشته ام کنار دستم و منتظر مانده ام تا کارهای امیرعلی اندکی سامان بگیرد و بیایم سر صبر، کنار دست زنده رود، قران را باز کنم.تنهایی جراتش را ندارم...

 

 

"انا انزلنا الیک الکتاب با الحق فمن اهتدی فلنفسه و من ضل فانما یضل علیها و ماانت علیهم بوکیل"..

نمیفهمم....